|
حالا كه دست هایت چتر نمی شوند
وقتی که عاشقم شدی پاییز بود و خنک بود نمی بخشمت............................
زندگی چون برگ بودن در مسیر باد نیست امتحان ریشه هاس ریشه هم هرگز اسیر باد نیست زندگی چون پیچکیست که انتهایش میرسد پیش خــــدا غم تنها ترین تنهای دنیا تویی زیباترین زیبای دنیا تو مثل امید یک قناری قراری بر دل هر بی قراری منم یلدای بی پایان عاشق تو بودی مرحم زخم شقایق تویی لالایی خواب خوش آواز بالم را مشکن در اوج پرواز نگاهت را می پرستم ای نگارم فدای تار مویت هر چه دارم اگه سکوت برا من بهانه بود برا تو دفتر خاطرات کهنه بود روز هاي تنها بودن بهانه شد بهانه اي برا ريختن اشک تو شد اگه يه روز تموم بشه اشکه چشام چي مي خواد به باره از چشام يادته دعايي کردي تو برام زير اون گنبد زرد, آقا م رضا(ع) برسم به عشق جاويد خودم عشق من توي چرا نيستي کنارم شايد باورش سخته برات که دوستت داشته باشم خيلي زياد روزي پسري از دريا بودم برات تنها رفيق دوريه تنهايت حالا نيستي دختر تنهاي شب چون بودن يا نبودنم نداره فرق ديگه حتي ارزش نداره حرفام چون ديگه دوستتم نداري, ميدونم ميدوني چرا برات شعر ميخو نم ميخونم تا بدوني دوستت دارم.....همين دوستت دارم بای تا آپ بعدی
فقط يه بارم کـه شده اســـم منو صــدا بکن خنده رو با لبهاي من دوبــاره آشــــنا بــکن هــديه بيار يــه پنجره تا نفســم تازه بـــشه تا بدونم دوستم داري عشقمون اندازه بشه بيا کــه غنچه وا بشه تــو گـــلدون اتاق من بـــيا کــــه با اومـدنت بوســه بياد سراغ من بيـــا کـــه باور بکـــنم اومدنت يه معجزه س داشتن تو يه آرزوست نبودنت يــه فاجعه س فقط يه بارم که شـده اســـم منو صــدا بکن خنده رو با لبهاي من دوباره آشـــــنا بـــکن
کجا بــودي وقتي برات شکستـم يخ زده بود شـاخه گُلم تو دستـــم کجــا بـودي وقتــي غريبــي و درد داشت مـن تنها رو ديوونه ميـــکـرد کجــا بودي وقتي کنـار عکســـات شبا نشستم به هواي چشمـــات کجا بــودي ببيني مــن ميســـوزم عيــن چشــات سيـاهه رنـگ روزم ســـرزنشــــاي مردمـــو شنيـــدم هــر چــي که باورت نميشه ديـدم کنـــايه هــاشونــو به جون خريدم نبــود ستــاره ام شبـا گريه چيـدم کجا بودي وقتي اشکــام ميريخت خون جاي گريه از چشام ميـريخت کجـــا بودي وقتـــي آبـــروم مـــرد امــا به خـاطر چشات قسم خـورد کجـــا بودي وقتي که پرپر شـــدم سوختم و از غمت خاکستر شدم خنده واسه هميشه از لبـام رفت رسيدن از مرمر رويــاهـــــام رفت مرا در قبر سیاهی بگذارید تا همه بدانند در سیاهی ترین تاریکی ها جان باخته ام. هر گاه در جای قبر من تردید داشتید قطعه سنگی را از کوه بغلتانید هر جا آرام گرفت بدانید آنجا قبر من است. دستانم را از تابوت بیرون بگذارید تا همه بدانند به آنچه خواستم نرسیدم. چشمانم را باز بگذارید تا همه بدانند تا آخرین لحظه چشم انتظار مانده ام. موهایم را پریشان بگذارید تا همه بدانند در این دنیا هیچ امید و آرزویی نداشتم. بوته گلی وحشی در تابوتم بگذارید تا به جای معشوقم همراهم باشد. تکه یخی روی قلبم بگذارید تا با تابش آفتاب،آب شود و به جای عزیزم برایم بگرید. اشتباهي كه يك عمر پشيمانم از آن
|
About
ميدوني وقتي خدا داشت انسان رو بدرقه مي کرد بهش چي گفت؟گفت :جايي که ميري مردمي داره که مي شکننت نکنه غصه بخوري من همه جا باهاتم تو تنها نيستي تو کوله بارت عشق ميزارم که بگذري، قلب ميزارم که جابدي، اشک ميدم که همراهيت کنه، ومرگ که بدوني برميگردي پيشم ...
Home
|